امروز:

جمعه 1396/9/3

منوی اصلی

مصاحبه جالب و باحال عادل فردوسی پور در خندوانه

رامبد جوان و عادل فردوسی پور

شب گذشته خندوانه ( یکشنبه 19 مهر ) با اجرای جذاب رامبد جوان و با حضور عادل فردوسی پور و جناب خان برگزار شد

رامبد جوان در همان ابتدای برنامه از مهمان عزیزی که همه حتی خود جوان مدت زیادی بود منتظرش بودند، دعوت کرد به روی سن بیاید. سپس عادل فردوسی پور وارد شد و همه به مدت خیلی طولانی برای او دست زدند و رامبد جوان از تلاش‌ ها و تماس‌ هایی که برای دعوت فردوسی‌ پور انجام داده بود، گفت.


در ابتدای گفتگو رامبد پرسید: این موفقیتی که با نگاه کردن به تو مشهود است از کجا می آید؟ عادل فردوسی پور پاسخ داد: همیشه می گویند حفظ قهرمانی از رسیدن به آن سخت تر است. من در کارهایم همیشه سعی کردم خودم باشم و از ریا و شو پرهیز کرده ام و فکر می کنم اینکه مردم برنامه را دوست دارند به خاطر همین صداقت است ،برای همین مخاطبان گسترده ای از قشرها و جنسیت های مختلف دارد.


وی در قسمتی دیگر با اشاره به برخی از ویژگی هایش عنوان کرد: من مقداری دیوانه هستم البته از نوع خوشخیم ،فوتبال خیلی میبینم و گاهی  3تا 5 بازی را با رادیو و چند تا تلویزیون و گوشی موبایلم با هم چک می کنم ،و اگر کسی پهلویم نشسته باشد دیوانه می شود. خلاصه بعد از این توسط گروهمان نکات مهم آن را خارج می کنیم و بعد به سراغ دکوپاژ آنها می روم.

او در ادامه بیان کرد :برای اینکه بدانید من چه قدر  دیوانه ام باید بگویم که همه خواب هایم فوتبالی اند،مثلا یکبار خواب  دیدم بازیکنی که همه اسم او را اشتباه می گویند ،از من بابت تلفظ صحیح اسمش تشکر کرد،یا چندبار از شدت علاقه ام به لیورپول خواب دیدم که عضو هیئت مدیره این تیم شده ام . یکبار هم خواب دیدم با اشنایدرلین پنالتی می زدیم و سر بهتر و یا بدتر بودنش هم بحث می کردیم،در ضمن من با همه ستاره ها بازی کرده ام،البته خواب های  دیگری هم هست که قابل تعریف نیستند.

 

فردوسی پور درباره فشارهایی که روی او بوده گفت: من در طول دوره کاریم خیلی سختی کشیدم،از درگیری با نماینده مجلس تا وزیر،ولی در کنار همه اینها، روی اصول خودم ایستادم و مدیران سازمان هم حمایتم می کنند چون فهمیده اند که من سالم عمل می کنم. همینطور من هیچ وقت از موقعیت و جایگاهی که دارم سوء استفاده یا حتی استفاده نکرده ام، به طوری که هرگز روی هیچ استیجی تا به حال حضور نداشتم،چون حس می کنم این طور شأن برنامه و من حفظ می شود.
 

آنها بعد از این صحبت ها به سراغ بازی رفتند و 4 دور پرتاب حلقه انجام دادند که عادل فردوسی پور برنده شد. سپس روی برآمدگی دکور با جوان پینگ پنگ بازی کردند که در انتها باز هم عادل برنده شد.

وی در خصوص حس شهرت اظهار داشت: این اتفاق خیلی لذت بخش است ،البته باید حواسمان باشد که فرق زیادی بین شهرت و محبوبیت وجود دارد. من در این راه خیلی چیزها از دست دادم ،خیلی از کارها را دیگر نمی توانستم انجام دهم و حتی خیلی از جاها نمی توانم بروم، اما با همه اینها مردم واقعا انگیزه دهنده بودند و هستند.
 
رامبد در ادامه سوالی را با زیرکی پرسید: این که تو گفتی ماندگاری و محبوبیت 90 به خاطر وجود صداقت است ،منظورت این است که در برنامه های دیگر این صداقت وجود ندارد؟


عادل فردوسی پور نیز گفت: برنامه های زیادی آمدند و رفتند،بعضی ها فقط می سازند تا بلکه مثلا فلان برنامه را خراب کنند و زیرسوال ببرند. و چون نیت شان خیر نبوده قطعا دلچسب و ادامه دار نمی شود.

وی راجع به عواملی که او را عصبانی می کنند اظهار داشت: من خیلی از هر نظر سالم زندگی کرده ام و وقتی از هر لحاظی تهمت می زنند واقعا عصبانی و ناراحت می شوم که چرا با وجود همه تلاش هایم باید هنوز این مسائل را ببینم.
 

فردوسی پور که پسر بزرگ خانواده با 10 سال تفاوت با برادر بعدی و 8 سال با خواهرش است،در ادامه از خاطرات آن زمان تعریف کرد ،این که چون کم حرف بوده کلا جملات را اختصاری می نوشته،مثلا ب خ یعنی برقو خاموش کن ،د ب یعنی در رو ببند ! بعد از این هم خاطره دیگری از فرستادن پیام اشتباهی در جواب درخواست مودبانه یکی از خوانندگان برای دعوت او به کنسرتش گفت.


وی در خصوص خاطره دوم گفت: من کلا جایی نمی روم و وقتی آن خواننده به من پیام داد گفتم نمی روم ولی جوابش رو می دهم،در همین حین داشتم با یکی دیگر در مورد تیمی که می بستیم صحبت می کردم ، از او درباره بازیکنی پرسیده بودم و در جوابش که گفته بود نه ضعیف است پیام دادم می خواهی مسی رو برات بیارم؟ ولی گویا این جواب را برای همان خواننده محترم فرستاده بودم. یا مثلا یک بار دیگر سوار بر موتور در راه برنامه بودم و باعجله با یکی از بچه ها تماس گرفتم تا بگویم فلان فیلم را بیاور،بعد در همان حال با صدای بلند گفتم داود نوار رو پس چرا نمیاری ؟! بعد دیدم طرف گفت عادل جان سلام، بعد فهمیدم به جای او به آقای داورزنی رئیس فدراسیون والیبال زنگ زده ام!

در بخشی از این برنامه جوان به او کیک تعارف کرد و عادل گفت :سعی می کنم نخورم تا مثل تو چاق نشم. و پس از این به طور جدی از خندوانه،گروهشان و رامبد تعریف کرد و اجرای بی ریای جوان را یادآوری نمود. سپس رامبد متوجه شد که عادل در شرف گرفتن مدرک دکترای خود نیز هست و علاوه بر تدریس در دانشگاه درپی گرفتن PHD خود نیز هست و همه او تشویق کردند.


سلفی خندوانه ای ها

 سلفی خندوانه ای ها

 

همچنین او به تیراژ پایین کتاب در کشور و لزوم افزایش فرهنگ ما با مطالعه اشاره کرد و بعد از یک رفت و برگشت جناب خان به جمع آن ها پیوست و گفت که در دانشگاه شریف با عادل همکار است و لبولوژی درس می دهد، وحتی از شدت علاقه شب خوابش  را می بیند،مثلا دیشب خواب لبو آلوئه ورایی را دیده که از او بابت بیان درست آلوئه ورا تشکر کرده است.
 
بعد هم با عادل مشغول صحبت درباره پست بین دیاگو سیلوا ، داوید لوییز و ادینسون کاوانی شدند در حالی که جوان به خاطر بی خبری از فوتبال چیزی از صحبت آن ها نمی فهمید.

فردوسی پور همینطور از کرمان و لهجه آن ها تعریف کرد و گفت که می تواند لهجه داشته باشد ولی ندارد. سپس صحبت از غذا و آشپزی شد. او که بیان کرده بود که هیچ هنری ندارد اضافه کرد که بسیار بد غذا هم هست و از غذاهایی مثل ماکارونی، لازانیا، فسنجان، کدو  بدش می آید.

جناب خان در ادامه گفت که یک سوال دارد که 12 سال ذهنش را مشغول کرده و آن این بود: آقای گل محمدی چه وقت چیپ زدن بود؟! این جمله ای بود که عادل در بازی ایران و چین به آن بازیکن گفته بود که ماندگار شد، بعد از این هم جناب خان شعری برای فردوسی پور خواند.


عکس عادل فردوسی پور در پشت صحنه خندوانه عکس عادل فردوسی پور در پشت صحنه خندوانه

در بخش دیگر گفتگو عادل از جوان پرسید :تا به حال به مرگ فکر کردی؟دوست داری چه طور بمیری؟ جوان در پاسخ گفت : ترجیح می دهم متوجه لحظه به لحظه اش باشم و کلا مثل یک گیم به آن نگاه می کنم یعنی می گویم الان به مرحله بعدی می روم  و بازی رو ادامه میدم.

فردوسی پور سوال خود را اینطور پاسخ داد: من دوست دارم هیجان داشته باشه،مثلا سقوط هواپیما رو دوست دارم چون به نوعی جذاب است و دلم می خواهد کسایی که دوستشان دارم هم بامن باشند،ترجیحا می خواهم قضیه طول نکشد و هواپیما به یک صخره برخورد کند چون نمی خواهم مثل بعضی ها تو راه سکته کنم!


بعد از این پرسش و پاسخ جالب جناب خان گفت: من آخر فرق دپارتمان داوری با کمیته داوران را نفهمیدم؟ عادل هم گفت که هیچکس هنوز درست متوجهش نشده! و سپس صحبت از حامیان برنامه ها شد و اینکه هیچ پولی مستقیم به دست برنامه مثلا نود یا خندوانه از طرف حامی نمی رسد بلکه این پول به شبکه داده می شود.


در پایان عادل خطاب به رامبد که با شنیدن واژه آنفیلد(ورزشگاه لیورپول) باز متعجب شده بود گفت: ای بابا خوب یکم فوتبال ببین دیگه. و بعد با جناب خان گفتند اینو ولش کن و به بحث فوتبالی خود ادامه دادند.

زمانی هم که جوان می خواست یادبود خندوانه را به فردوسی پور بدهد از اینکه هیچ چیز از حرف های آن ها نمیفهمید به شدت خنده اش گرفت بود در حدی که نتوانست صحبت کند. و یکی از ناب ترین لحظات خندوانه را رقم زد.

در آخر  وقتی حال جوان بهتر شد،عادل فردوسی پور طی آرزویش برای مردم ایران خاطرنشان کرد: آرزو می‌کنم که شرایطی ایجاد شود تا تمام نوابغ در ایران بمانند و همه سلامت باشند.


به اشتراک گذاشتن
مطالب مشابه
مطالب پر بازدید

    نظر خود را ثبت نمایید

     
     

نظرات